جوری روانم به فنا رفته که واقعا به مراحل جدیدی دارم میرسم. یعنی خدا رو شکر همیشه بهم ثابت میشه که میشه بدتر هم شد.
۲۷ بهمن ۱۴۰۴
اینترنت یکم وضعش بهتره ولی همچنان اختلال های وحشتناک داره و به هیچ عنوان عادی نیست. هیچ چیزی عادی نیست. همچنان زمزمهی جنگ هست، هیچ اطمینانی از آینده نداریم و هر روز حس میکنم نفس کشیدن سختتر میشه. هیچ کار مفیدی نمیکنم، درس نمیخونم فقط بیدار میشم، بازی میکنم یا یوتیوب میبینم یا با هوش مصنوعی حرف میزنم تا روز تموم شه. اصلا نمیتونم ذره ای تمرکز کنم و حتی حوصله درس خوندن رو ندارم. اردیبهشت امتحان ارشد دارم و خیلی دلم میخواد که بشینم بخونم که بتونم جای خوبی قبول بشم ولی حتی نمیتونم خودمو مجبور کنم بشینم پاش. فقط کاش تموم شه، این بلاتکلیفی مسخره از هر شکنجهای بدتره.
۲۰ بهمن ۱۴۰۴
امروز 17امین روز بدون اینترنته. البته یه سری راه ها هست ولی هیچ چیزی استیبل نیست. زمزمههای جنگ با آمریکا خیلی زیاده و عملا به نظر اجتناب ناپذیر میاد. و من... حالم انقدر بده که فکر نمیکردم انقدر بتونم بد باشم. انقد حس ناامیدی دارم که بعضی مواقع حتی نمیتونم نفس بکشم. تنها راه نجاتم رو تو خودکشی میبینم و این فکر هی تو سرم تکرار میشه. خسته ام. واقعا خسته ام و انگیزه زندگی ندارم. حتی اگر هم قراره ده سال دیگه زندگی فوق العاده ای داشته باشم نمیخوام تحمل کنم. اصلا نمیخوام حتی یه روز دیگه تو این وضعیت رو تحمل کنم.
۶ بهمن ۱۴۰۴